رازدونه سی و ششم (مروارید بارون)
یه عالمه مطلب واسه نوشتن دارم و از طرفی یه عالمه کار دارم که تا خوابیدی قصد دارم اونها رو هم انجام بدم و در کنارش تکالیف کلاس زبانم هم هست ، حالا یکی بگه من چیکار کنم .
دوست دارم واست بنویسم ، چون وقت برای این یکی خیلی کم پیدا میکنم و از طرفی با هم بودنمون شده پر از رازدونه های لذت بخش و دوست داشتنی.
اما دندونات ، بعد از دندون اول که با انتظار طولانی بالاخره در 21 اسفند، نمایان شد،دندونای بعدی با عجله دارن ظاهر میشن، یکی 25 فروردین و دیگری تو ایام سفر یعنی 30 فروردین دیده شدن ، چند تای دیگه هم آماده داری که فقط منتظرن که لثه رو بشکافن ،ولی الهی شکر جز اون تب 6 روزه ،با مشکل دیگه ای روبرو نشدی و بر خلاف تصورم که فکر می کردم بعد از این همه تاخیر حتماً دندون در آوردن سختی خواهی داشت ،اینطور نبود.
الهی شکر
فقط نمی دونم چرا دندون جلو( بالایی) که در آوردی ،چرا اینقدر درشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!



رازدونه سی و ششم (مروارید بارون)
